برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
این حجم از قساوت و وحشیگری، و از رذالت و خونریزی؛ در عصر بهاصطلاح مدرنیته امروزی شگفتآور است. آن قدری که امروز رژیم سفاک صهیونیستی خباثت و درندگی به خرج میدهد، در هیچ حیوان ددصفت و درندهخویی مشاهده نمیشود. زنان و کودکان و بیپناهان غزه شش ماه است که در یک حصر کامل وحشیانه، زیر آماج بیرحم گداختههای موشک و بمب و تیر؛ در گرسنگی و تشنگی، و در بیماری و آوارگی؛ ذرهذره میسوزند و کشته میشوند. باریکه غزه نمونه کوچکی از جامعه ۸ میلیاردی انسانی است که در ظلم و تبعیض و فساد، و در فقر و خوف و اضطرار؛ گرفتار یک نظام سلطه استکباری و استبدادی، و اسیر چند قدرت خونخوار و نژادپرست و شیطانی است. این نظام لیبرالیای که انسان را در باتلاق ولنگاری و هواپرستی فرو برده و به بردگی خود کشانید؛ و آن مکتب دموکراسیای که بندگان خدا را به استثمار و استضعاف کشیده و سلطهاش بر گردههای مردم سنگینی میکند؛ جز به امنیت پوچ و رفاه پوشالی خود نمیاندیشد.
شورای امنیت سازمان ملل متحد، واژه سخیف و پارادوکسیکالی است برای چنگودندان کشیدن و شاخوشانه افراشتن گرگهای جهان و اجلاسی است برای جنگافروزی و برافروختن جرقههای ناامنی. دنیای امروز ما عصر تاریک و زجرآور و اندوهباری است. عصری که ایتام آلمحمد و امت بیپناه اسلام گرفتار حکمرانان هوسباز و و مفتیان عافیتطلبی است که نه حمیت عربی دارند، و نه اخوت ایمانی و عاطفهی انسانی میشناسند. عصر تلخ و غمباری که از یکسو گرگهای سفاک انسانیت طی ۶ ماه روزی ۱۷۰ خداپرست بیپناه را با سنگینترین و سوزندهترین تسلیحات آمریکایی و زیر چتر حمایتی آنها به خاک و خون میکشند؛ و ازسوی دیگر با ژستی ترحمگونه و بشردوستانه اما تحقیرآمیز و موهن؛ از همان آسمانی که باران موش
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
هیچ رزقی مجازی و اعتباری نیست. حقیقت رزق آدمی نه ورقپارهای به نام پول است و نه مسکوکاتی از طلا و نقره. رزق و روزی بهای سرمایۀ جاری عمر و لحظات ناب جوانی است و بیشک که ثمرۀ زندگانی به چنگ آوردن و نگاه داشتن چند وجب زمین و اندکی اسکناس و قدری مسکوکات نیست. براستی او را که رزق عشق نباشد، جهان برایش به چه ارزد؟!
قلبی را که رزق مودّت او به دامِ گرگ هوس افتاده، چشمی را که رزق اشک او در کویر و سراب خشکیده، و جسمی را که رزق ارادهاش مغلوب روحی آلوده و بیمار گشته؛ هیچ لذّتی از خنکای سلامت و حلاوت زندگانی نیست.
کربلا طریق عشق است و حسینبنعلی امام عشق. و حالا من را که سالیانی از بلوغ جوانی با جسمی زمینگیر و روحی افسرده و قلبی مضطرّ و وجودی درمانده، در لجنزار نفسانیات و سیئات مبتلا گشته و راهی به طریق عشق ندارم، سفینۀ نجاتبخش و پیرِ دستگیر طریق چه کسی خواهد بود ؟!
من در مردابِ خویشتن هرروز فروتر رفته و پلاسیدهتر میشوم، حالی که میدانم آبِ حیات و طراوت و جاودانگی جاری شدن در طریق حسینبنعلی و پیوستن به جریان پاک و نامیرای سرسپردگی و دلدادگی اوست.
تو آن نیستی که گردنآویزِ عشقت بر قلب بندهای آویخته و جرعههای مهرت را در کام او ریخته باشی؛ اما در حوادث و بلایا و لغزشها، و در هنگامه فقر و اضطرار و بیچارگی؛ عطای خود را از او دریغ داری. تو آن کریمی نیستی که بذل محبت خویش را از قلب و جسم و جان بندهای پس بگیری.
او را که با سرشت رحمانی و ولایت توحیدیِ حسینبنعلی تربیت کرده باشی، عذاب اکبر جا ماندن از طریق حیاتبخش و نشاطآفرین عشق و درجا زدن در باتلاق سخیف و نفسگیر هوسهای نفسانی است. این بیمار مسکین و بیکس و درمانده را حکیمی مشفق و طبیبی دوّار میباید.
سیدالشهدا درخشانتری
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
در کهکشان تاریخ بشریت هیچ ستارهای به درخشندگی و تابناکی محمد یافت نمیشود. هر جور که بنگری؛ چه الهی و انسانی، چه آسمانی و زمینی، چه مادی و معنوی؛ او در قلۀ تاریخ و در اوج قدسی انسانیت ایستاده، و راهبر و رهنمای عالمیان است. جهان بشری، رهبران و سلاطین و نوابغ و بزرگان زیادی را در تاریخ خود تجربه کرده؛ اما احدی را یارای رسیدن به شوکت مقام و نور خورشید محمد نیست. نه ابراهیم و داود و سلیمان، نه موسی و عیسی، نه سقراط و ارسطو، نه کوروش و اسکندر، نه کنفوسیوس و ابنسینا، نه قیصرها و کسریها و فراعنه، نه چنگیز و هیتلر و صدام، نه هیچ مؤمن صالح و فاجر طالحی؛ نتوانست آنگونه که محمد خلوص مودت را قلبهای آدمیان و در قرنهای متمادی فتح کرده و تسخیر نمود؛ حتی بر ممالک ایشان حکومت کرده باشد.
تاریخ؛ فرازونشیبهای تلخ و شیرین بسیاری را تجربه کرده است. ورقهای سرخ و سیاه و تاریک بسیاری در کتاب قطور و پرغصۀ تاریخ وجود دارد که همگی محصول ظلم و جنگ و نزاع و رنج و تبعید و آوارگی؛ و حاصل استبداد و استکبار و زیادهخواهی طواغیت جهان است. اما نیمۀ اول از سال یازدهم هجری فصل گرگومیش تاریخ است؛ فصل نشکفتۀ زمان، فصل حرفهای پنهانی، فصل رازهای سربهمهر، فصل شبها و روزهای پررمزورازی که انگار هنوز هم در آن هوای گرگومیشِ غبارگرفتۀ رنج xadآلود؛ تاریخ منجمد شده است.
رکن رکین اسلام، اصل اصیل حاکمیت توحید، و عمود استوار حیات و بقای جهانیان در حقیقتِ ولایت نهفته است؛ و سرّ ولایت فاطمه است. فاطمه کوثر قرآنی محمد و عطیۀ رازآمیز پروردگار است که نهتنها سرّ ولایت، بلکه همۀ میراث و تراث ابرمرد آسمانی خلقت را در او به ودیعه گذاردهاند. این تقدیر و ارادۀ خداوند است که نگین ولایت زاییدۀ گوهر رسالت باشد؛ و در این ارادۀ رب
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
جنگ با جهاد خیلی فرق دارد. جهاد نقطۀ مقابل جنگ است. جهان بشری در دنیای خاک کارزار نبرد و میدان جهاد است. اقسامی از تضادهای نفسانی و عقلانی، شیطانی و الهی، مادی و معنوی، فطری و شهوانی؛ هر لحظه در سرزمین انفسی آدمیان و در آفاق بیکران آفرینش تکرار میشوند و مصافی از نور و ظلمت، از حق و بطلان، و از کژی و راستی را پدید میxadآرند. اختیار؛ از شئونات انحصاری حضرت احدیت؛ و موهبتی خدایی است که تنها به آدمی تفویض شده است. اختیار؛ امانت شگفتی است که خداوند در آن بخشی از حق انتخاب و قدرت ارادۀ خود را به انسان بخشیده است. آدمی در طول حیات مادی خویش میتواند بارها و بارها دست به انتخاب بزند و برگزیند که تا اعلیxadعلیین، تا عند ملیک مقتدر اوج بگیرد؛ یا که تا اسفلالسافلین سقوط کند.
جنگ محصول نفسانیت و جهاد حاصل عقلانیت است. جنگ تعدی به حقوق و تجاوز به حریم دیگران، و خارج شدن از تعادل و اعتدال است. وقتیکه در نزاعها و تضادها؛ قوای شیطانی و نفسانی و ظلمانی قدرت گرفته و هارمونی هماهنگ و نظاممند طبیعت را به ورطۀ تباهی و نیستی میxadکشانند؛ آنگاه، جهاد استقامت در جایگاه عدالت و انصاف است. آری؛ جنگ عبور از دیگران و پایمال کردن آب اعتدال است برای سراب زیادهخواه نفسانیت؛ اما جهاد از خود گذشتن برای تامین حقوق همگان است.
مادامیکه آدمی آدمی است و در حیاتی زمینی نفس میکشد ناگزیر از انتخاب در کارزارهای سخت درون و برون است. او باید دست به انتخاب بزند که در این تضادهای پایانناپذیر و کشمکشهای نفسگیر و تنازعات خردکننده آیا میخواهد در رکاب جنود شیطانی و قوای نفسانی و همزات شهوانی بجنگد تا بر حدود حق تجاوز و حریم عدالت را پاره کند؛ یا اینکه میخواهد در جبهۀ جهاد بر استقرار نظام حیاتبخش توحید و عدالت استق
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی
برچسب:
نویسنده: مهراد رحمانی